حجت الاسلام محمدصادقی سرایانی (شهید زنده)

 
محمدصادقی سرایانی» نامی آشنا برای جانبازان است. روحانی جانبازی که تا کنون چند بار جدا شدن روح از بدنش را تجربه کرده است. شنیدن خاطرات و حرف های کسی که هر از گاهی سری به آن دنیا زده است، برای شنونده جذاب است. در مواجهه با چنین فردی است که سیلی از پرسش ها در ذهن مستمع نقش می بندد که تا یافتن پاسخ آن ها از زبان صاحب سخن، فروکش نمی کند. ما نیز از این قاعده مستثنی نبودیم و در پی گرفتن هر پاسخی، سؤال بعدی را مطرح می کردیم، ولی او عادت کرده بود که با نوعی احتیاط از وقایع عالم برزخ حرف بزند. مشخص بود که تمام حقیقت ها را بازگو نمی کرد. از تعریف کردن این اتفاقات، رنج می کشید. همین چیزهایی را هم که تعریف می کرد، به خاطر جلوگیری از تحریف خاطراتش بود. چون عده ای بدون رضایت و اطلاع او، ضبط داخل جیب های شان گذاشته بودند و به خانه اش رفته و حرف های او را ضبط کرده بودند. سپس هر چه دل شان می خواست، به آن حرف ها افزوده و به صورت کتاب ، منتشر کرده بودند. می گوید: «از من سوء استفاده شده است. این ها اسرار محرمانه ی من است. هیچ کس اسرار محرمانه اش را جایی نمی گوید. ممکن است بعضی از خاطرات، بار معنوی شان زیاد باشد و هر دوستی توان کشیدن آن را نداشته باشد.
 
 
 

گوشه هایی از وصیت نامه شهید چمران

"...به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم.عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، كه مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می كنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم..."